سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

50

قواعد السلاطين ( فارسى )

اصناف قضايا چون اوّليات ، واجب القبول باد . نظم : هر دعا كان به جناب تو فرستد دل من * كرده باد از دل و جان روح امين آمينش كه در مسالك عدالت ممتاز و در محبّت سادات و علما و سلسلهء قديم بىانباز ، و بر ملوك لزوم يافته كه ميدان‌نورد باديهء عدالت و صحراگرد مسلك هدايت بوده ، در هيچ وقت و زمانى از آن عارى نباشند ، و هميشه نصب العين خود سازند و به حيّز روايت انسلاك يافته كه : ملك كافر آراسته به عدالت باقى ماند و ظلم با ايمان ، مرتبهء استحكاميّت و بقا نيابد . « 1 » و در خبر ، سمت وقوع يافته كه حضرت موسى - عليه السّلام - [ 20 ] به جناب ايزد - عزّ سلطانه - به معرض مناجات درآمد كه : الهى ! چرا به فرعون ، حكم به كلام ليّن و نرم فرمودى ؟ از جناب متعالى قيّومى خطاب مستطاب عزّ صدور پذيرفت كه : به جهت آن‌كه هرگز مرتكب زنا نگشته ، و هميشه شيوهء انصاف مظلوم به وقوع رسانيده ، اگرچه نسبت به خود ظلم نموده ؛ و راهها را از دزد ايمن ساخته . چون به اين خصال مرضيّه آراستگى داشته ، شرم مانع مىشود كه عذاب متوجّهش سازم . نقل است كه : هركه مظلومى را از لجّهء امواج تظلّم به ساحل نجات رساند و از غرقاب هلاكت به باديهء استخلاص شتاباند ، جناب الهى نود و دو مغفرت متوجّهش سازد و درجات او را در بهشت عنبرسرشت رفيع و بلند گرداند . پس ملاحظه نموده ، مراتب درجات قرب الهى را مطالعه كرده ، هميشه سيّار اين بوستان عنبرافشان بوده ، رياحين معطّرهء شامّهء « 2 » معدلت مىبوييده ، فروش وسيعهء ابتهاجيّهء عدالت گسترانيده ، تا كه به مثوبات عليهء عظيمه اتّصال يابد .

--> ( 1 ) . « الملك يبقى مع الكفر و لا يبقى مع الظّلم » ( جامع الأخبار ، ص 119 ؛ مجموعة ورّام ، ج 2 ، ص 275 ؛ بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 331 ) . ( 2 ) . شايد : معطّر شمامه .